تبليغاتX
ستاره داداش
 
 
   
 
 

به سراغ من اگر مي آييد

پشت هيچستانم

پشت هيچستان جايي ست

پشت هيچستان رگ هاي هوا پر قاصد هاي ست

كه خبر مي آرند از گل واشده ي دورترين بوته خاك

روي شن ها هم نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي ست كه صبح به سر تپه مواج شقايق رفته اند

پشت هيچستان چتر خواهش باز است

تا نسيم عطش از بن برگي بدود

زنگ باران به صدا مي آيد

آدم اينجا تنهاست

و در اين تنهايي سايه ناروني تا ابديت جاري است

به سراغ من اگر مي آييد

نرم و آهسته بياييد

مبادا كه ترك بردارد

چيني نازك تنهايي من

 

اومدم خدافظي

از همه دوستاي خوبي كه تو اين مدت بهم لطف داشتن

ازهمه دوستاي گلي كه بهم سر ميزدن

راستش

اين آخرين باريه كه ميام

اومدم كه بي خدافظي نرفته باشم

دوستاي خوبم يه عذر خواهي ديگه پيشاپش ميكنم

واسه اين كه نميام نظراتتونو بخونم

اميدوارم همتون شاد و سالم باشين

چيزايي كه من نداشتم

 

داداشي

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
   
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 

 

                   آسمان برای داشتن ماه دام نمی گذارد،

                      آزادی آسمان ماه را پایبند می کند.

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 
براى كشتن يك پرنده
يك قيچى به اندازه ى پرهايش كافى ست
لازم نيست آن را در قلبش فرو كنى
يا با آن گلويش را بشكافى
 
پرهايش را بزن
 
خاطره ى پرواز كارى خواهد كرد كه خود را در اعماق پرتاب كند
 
 
 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 
دوستی نیز گلی ست
مثل نیلوفر و ناز
ساقه ترد ظزیفی دارد .
بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد
جان این ساقه  نازک را
دانشته
بیازارد !
***
در زمینی که ضمیر من وتوست
از نخستین دیدار
هر سخن ، هر رفتار
دانه هایی ست که می افشانیم
برگ وباری ست که می رویانیم
آب و خورشید ونسیمش ((مهر )) است
***
گر بدان گونه که بایست به بار آید
زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید .
آنچانان با تو در میآمیزد این روح لطیف ،
که تمنای وجودت همه او باشد وبس .
بی نیازت سازد ، از همه چیزو همه کس
***
زندگی گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نباد همه در ها بسته ست
 
در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز ،
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت.
***
آب وخورشید ونسیمش را از مایه جان
خرج می باید  کرد .
رنج باید برد ،
دوست می باید داشت !
***
با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد
با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
دست یکدیگر را
بفشاریم به مهر
جان دل هامان را
مالامال از یاری ، غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به آواز بلند :
شادی روی تو !
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه
عطر افشان
گلباران باد
 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 

مردن واسه كسي كه عاشقشي خيلي آسونتر از زندگي با اونه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد

و آسیب دید عابرانی که از آنجا رد میشدند او را به سرعت به اولین درمانگاه رساندند .پرستاران ابتدا زخم های او را پانسمان کردند و به او

گفتند :باید ازت عکس برداری بشه تا جایی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه

 پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکس  برداری نیست . پرستاران دلیل عجله اش را از او  پرسیدند .

 او گفت:.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجامی‌روم وصبحانه را بااو می‌خورم.نمی‌خواهم دیر شود !پرستاری به

     اوگفت :خودمان به او خبر می‌دهیم.
 پیرمرد با اندوه گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر
 دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد !
 

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی‌داند شما چه کسی  هستید،

چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او  می‌روید؟پیرمرد با صدایی گرفته و  آرام گفت : اما من که می دانم او

چه کسی است..!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
            
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 
وقتى دست سیاه مرگ
 
با طبرى از جنس ا لماس
 
پل هاى رابطه را یکى یکى مى شکند. . .
 
چه باید کرد؟
 
وقتى که خورشید  سیاه مرگ
 
مى شکند پل ها  را
 
وقتى دست سرنوشت
 
با بى رحمى  عزیزم را مى برد
 
وقتى دنیا دلى براى محبت ندارد و سنگدل است
 
چه باید کرد؟
 
آیا باید تسلیم شد؟
 
آیا باید شکست و خورد شد؟
 
نه
 
« نباید تسلیم شد ، نباید شکست »
 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
       

  میبینی؟

کاش واقعآ میدیدیم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
             

تو دیگه چرا؟

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
   

 

 

 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 

دیشب خوابت دیدم

ولی افسوس

توی خوابم نامهربونی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 
 
   
 
 

 

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده

 است .

بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست

 او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است

 صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست

 در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است

 بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي

 مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است .

 مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست

بنويسيد دراين مرحله كافر بوده است .

 غزل هجرت من را همه جا بنويسيد

 روي

قبرم

 بنويسيد

مهاجر بوده است

 

 
 
 |    نوشته شده توسط داداشي
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین